محمد تقي جعفري

189

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ساختن با انسانى ديگر كه آن استعداد و نيرو را خنثى نموده يا مبدل به عامل تخريب و ويرانگرى ساخته است ، حذف و منها نمائيم ، در حقيقت سرمايهء جامعه را تباه مىسازيم ، بدون اين كه بتوانيم فاقد آن امتياز را بالا ببريم . حالا مىخواهيم معناى اين جملهء « عدالت منها نمىكند ، بلكه اضافه مىنمايد » را توضيح بدهيم : چون عدالت عبارتست از رفتار مطابق قانون ، براى درك و برقرار ساختن عدالت در بارهء يك فرد يا در قلمرو اجتماعى از انسانها ، مجبوريم قوانين طبيعى و روانى و محيطى آن فرد و اجتماع را كه نمايشگر واقعياتى معين در آنها است ، بپذيريم . سپس آن قوانين را مطابق اصول و قواعد سازندگى كه براى فرد يا اجتماع در نظر گرفته‌ايم ، توجيه نموده آنها را به حركت در آوريم . ملاحظه مىشود كه واقعيات موجود در فرد و اجتماع بوسيلهء عدالت نابود نمىشوند ، بلكه براى پيشرفت بسوى اصول و قوانين سازنده مهار و توجيه مىگردند . به همين جهت است كه مىگوييم : تساوى انسانها در حقوق زندگى عدالتى است كه ضرورت حيات طبيعى آن را ايجاب مىكند و مراعات حقوق امتيازات انسانى كه ناشى از گذشتها و مهار خودخواهىها و چشمپوشى از شهوات است ، عدالتى ديگر است كه بدون مراعات آن ، هيچ سخنى جز تاريخ طبيعى حيوانات در بارهء انسان نداريم كه داد و فريادها راه بياندازيم و در برابر اصل تنازع در بقا قد علم كرده ، چنگيز و چنگيزيان را به مبارزه بطلبيم . حال مىتوانيم معناى مستقيم جملهء امير المؤمنين ( ع ) را دريابيم كه مىفرمايد : « آن فرد و جامعه اى كه احساس فشار از عدالت نمايد ، ظلم و جور او را در محاصرهء تنگنايى سختتر قرار خواهد داد » پس : « فرد و جامعه اى كه با عدالت اصلاح نشود ، بازيچهء جور و ستم خواهد بود » رها كردن كشتى مجهز با همهء وسايل مبارزه با امواج طوفانى و با كشتىبان كار آزموده و قطبنماى حساس و همهء انواع رفاه و آسايش و نشستن در يك قايق ناچيز و بى بادبان و بى قطبنما و سپردن خويش به بادهاى گوناگون و حركت